ترجمه وقتی می تواند برای بیان گروه های کم نماینده و به چالش کشیدن کلیشه های جنسیتی استفاده شود ، می تواند یک عمل سیاسی باشد.


از پیسانا فراری – سفیر cApStAn در دهکده جهانی

عمل ترجمه متن ، ارائه آن به افرادی که نمی توانند زبان اصلی را بخوانند ، بیانیه سیاسی است به طرق مختلف: چه آثاری برای ترجمه انتخاب شده اند یا نه ، چه کسی برای ترجمه به چه زبانهایی انتخاب شده است. آثاری که برای ترجمه انتخاب شده اند نشان می دهد که چه نوع نوشتاری را مهم می دانیم آنها همچنین به ما نشان می دهند که چه کسی ارزش شناختن و خواندن را دارد یا خیر. تصمیم گیری درباره اینکه چه کسی باید ترجمه کند نیز می تواند عواقب سیاسی داشته باشد. بحث و جدال گسترده درباره شعر Capitol Hill توسط آماندا گورمن ، برنده این شاعر آمریکایی – خواه باید توسط یک زن رنگارنگ به عنوان نویسنده ترجمه شود یا نه ، یک نمونه کامل است. به هر حال ، همانطور که بسیاری می گویند ، بحث ممکن است اصلاً در مورد ترجمه نبوده است ، بلکه صرفاً در مورد جرقه ای بوده است که بحث فرهنگی عمیق تری را درباره تنوع ، عدالت و شمول ارائه می دهد. انتخاب زبان (ها) برای ترجمه نیز بی ربط نیست. این نویسندگان که آثارشان به انگلیسی ترجمه شده است ، احتمالاً بیشتر شناخته می شوند. یکی از این نویسندگان ، اولگا توکارچوک ، برنده جایزه نوبل لهستان است که بیش از سی سال در کشور خود پرفروش ترین نویسنده بوده است ، اما تنها پس از ترجمه آثارش به انگلیسی موفق به کسب اعتبار بین المللی شده است. او خودش در مصاحبه ای گفت که متعجب است که اگر کتاب هایش زودتر به انگلیسی ترجمه می شد ، زندگی او چگونه رقم می خورد. موفقیت آن همچنین به افزایش اعتبار ادبیات لهستان به طور کلی کمک کرد. با نگاهی به ترجمه از دیدگاه جنسیت ، در طول تاریخ عدم تعادل زیادی بین تعداد نویسندگان زن و مرد وجود داشته است. داده های سال 2020 نشان می دهد که کمتر از یک سوم داستان های ادبی منتشر شده در ترجمه در انگلیس و ایالات متحده توسط زنان نوشته شده است. و از آنجا که فقط 3.5٪ از داستانهای منتشر شده ترجمه شده است ، زنانی که به زبانهای دیگر به غیر از انگلیسی می نویسند در میان اقلیت اقلیت هستند. صدای آنها به سختی شنیده می شود. اخیراً ، با انتشار آثار بیشتری از زنان ، زنان زبان شناس نقش فعالی را در ارائه متن های فمینیستی به مخاطبان گسترده تر ، ترجمه های جدیدی از آثار زنانی که قبلا “ساکت شده بودند” تغییر دادند ، و دوباره ترجمه های کلاسیک به زبان فراگیرتر.

تفاوت جنسیت در ترجمه ادبی

جنیفر کرافت ، یکی از مترجمان اولگا توکارچوک و برنده جایزه Man بوکر 2018 ، می گوید صدای زنان در طول تاریخ به حاشیه رانده شده است و اولویت بندی برای آنها حیاتی است: “من نمی توانم راهی بهتر از این پیدا کنم ترجمه ” کرافت در کار طولانی خود ترجمه بسیاری از زنان نثر نویس و شاعر را بر عهده داشته است. او می گوید در چند سال گذشته همه چیز قطعاً تغییر کرده است ، همچنین به لطف موفقیت های چشمگیر نویسندگان زن ، مانند مجموعه النا فرانته ، ترجمه آن گلدشتاین. وی می افزاید ، بسیاری از ناشران اکنون در مورد عدم تعادل در جنسیت و سایر موارد احتیاط بیشتری دارند و به درستی ترجمه زنان اعم از مترجم مرد یا زن را تشویق می کنند. به گفته اما رمضان مترجم ادبی فرانسوی ، مترجمان باید فعالیت بیشتری داشته باشند: “اگر می خواهیم كار بیشتری برای زنان ترجمه شود ، ما مترجمان باید كتاب های بیشتری را كه زنان نوشته اند به ناشران ارائه دهیم. و ناشران بزرگتر كه حرف خود را از مترجمان نمي گيرند ، بايد آگاهانه تصميم بگيرند كه به دنبال تعداد بيشتري از نويسندگان زن براي انتشار باشند و از چگونگي نامتعادل بودن فهرست هايشان آگاه باشند! “

مترجمان کلیشه های جنسیتی را به چالش می کشند

ناتاشا لهرر یک مترجم برنده جایزه ادبی از فرانسه به انگلیسی است. او اخیراً ترجمه کرده است رضایت ، خاطرات ونسا اسپرینگورا در مورد رابطه نوجوانی او با نویسنده فرانسوی گابریل ماتف ، که باعث شوک در فرانسه شد (و منجر به تصویب قانون جدید در مورد سن رضایت شد) و پرفروش ترین کتاب پائولین هارمانژ من از مردها متنفرم، مقاله ای شوخ طبعانه که موفقیت غیرمنتظره ای پس از تلاش یک کارمند (مرد) وزارت برابری جنسیتی فرانسه برای ممنوع کردن آن یافت در مصاحبه اخیر ، لهرر گفت که “هر انتخابی که ما به عنوان مترجم انجام می دهیم – از آثاری که ترجمه می کنیم گرفته تا کلماتی که استفاده می کنیم ، و بالاتر از همه نویسندگانی است که از طرف آنها خود را به عنوان فرستنده به زبان دیگر انتخاب می کنیم – سیاسی است”. تعهد او در ترجمه متون فمینیستی به اولین ترجمه کامل او برمی گردد ، “سوئیت برای باربارا لودن ” (همسر غول هالیوود الیاس کازان) ، که برای آن جایزه اسکات مونگراف را برای ترجمه در سال 2016 به دست آورد. او می گوید که واقعاً مفتخر است که آثاری را ترجمه می کند که پدرسالاری را به چالش می کشد ، به نوعی خاص از نزدیک ، خواندن همدل و خوانندگان رانندگی دنیا را به روشی دیگر ببینید.

صدا دادن به نویسندگانی که قبلاً ساکت بودند

داستان های پریان در طول تاریخ به تداوم کلیشه های جنسیتی زنان و زنان کمک کرده اند. نقش های مردانه ایجاد شده توسط جوامع مردسالار و در حال حاضر مورد مناقشه و حتی بازنویسی هستند. همانطور که در یک مطالعه آکادمیک تحت عنوان “شاهزاده خانم ها استقامت می کنند: به دنبال مفاهیم برابری جنسیتی در داستان های معاصر” هستیم ، بازخوانی معاصر با وارونه سازی نقش های جنسیتی ، تضعیف دیدگاه راوی و انعکاس ساختارهای اجتماعی معاصر بازی کرده است. سسیلیا فاشام ، مترجم بریتانیایی ، می گوید: داستان ها اغلب به طور ضمنی ضد زنانه تلقی می شوند ، اما این تقصیر ژانر نیست. مسئله این است که چه آثاری ترجمه و توزیع شده اند. چارلز پروو اشرافی فرانسوی در قرن هفدهم بود که هر از چند گاهی داستان هایش ترجمه می شد ، به طوری که وی را به عنوان پدر داستان قلمداد می کردند. اما قصه های هنریت-جولی دو کاستلناو د مورات ، معاصر پررو ، که حاوی پیام های براندازانه (برای زمان او) در مورد ازدواج اجباری و جایگاه زنان در جامعه بود ، به انگلیسی ترجمه نشده است. تمایل به غیرفعال کردن صدای د مورات با ترجمه آن به انگلیسی و به دست آوردن مخاطبان بیشتر ، همان چیزی است که در وهله اول Faschem را به ترجمه علاقه مند کرد.

ترجمه آثار کلاسیک به زبان فراگیرتر

امیلی ویلسون ، محقق انگلیسی در ترجمه اخیر و تحسین شده جهانی خود از ادیسه هومر ، “لایه های قرائت های مردانه قرن ها را می تراشد” – طبق یک بررسی در The Guardian – برای بازگرداندن نسخه ای کمتر قضاوت کننده و خنثی تر. به عنوان مثال Telemachus او می گوید که بردگان “کنار خواستگاران دراز کشیده اند”. در ترجمه های قبلی مردان ، برده ها “فاحشه” یا “فاحشه” خوانده می شدند. ویلسون می گوید هیچ چیز در هومر با این “قضاوت های شبه اخلاقی مدرن” مطابقت ندارد و این یک مورد واضح است که “تعصب مدرن تا زمان باستان پیش بینی می شود”. ماریا داهوانا هادلی در ترجمه اخیر خود از شعر حماسی Beowulf می گوید که او برای روشن کردن انگیزه ها ، اقدامات و خواسته های شخصیت های زن شعر و همچنین روشن کردن هویت آنها تلاش کرده است. “ترجمه در متن دخالت می کند تا به زنان خود فرصتی بدهد و فرصتی برای آزادی عمل و ظرافت بدهد ، به روشی که هیچ یک از ترجمه های قبلی (مرد) اجازه آن را نمی دهد. وی همچنین گفت امیدوار است خوانندگان علاقه مند به مردانگی را از زاویه دیگری ببینند.

همچنین ببینید مقالات ما در

تنوع ، عدالت و شمول می تواند موضوعات واقعی در بحث ترجمه آماندا گورمن باشد

محقق تازه انگلیسی ، امیلی ویلسون ترجمه های تازه و معاصر آثار کلاسیک یونانی را که در یک رویداد اخیر در دانشگاه ییل مورد بحث قرار گرفت

آیا جنسیت مترجم در تفسیر متن تأثیر دارد؟ چه اتفاقی می افتد که زنان کلاسیک را ترجمه می کنند؟

ترجمه وقتی می تواند صداهای اقلیت را ساکت کند ، می تواند یک عمل سیاسی باشد

آیا زبانهای موجود برای بیان کافی احساسات زنان “مردسالار” هستند؟



منبع

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>