دیکشنری اندوه مبهم ، پروژه ای که عمیق ترین احساسات ما را نام می برد


از پیسانا فراری – سفیر cApStAn در دهکده جهانی

نام کافه Sonder که اخیراً در کیپ تاون ، آفریقای جنوبی افتتاح شده است ، از یکی از نئولوژی های ذکر شده در فرهنگ غم های نامشخص الهام گرفته شده است. “Sonder” به معنای “فهمیدن این است که هر رهگذری به زندگی شما به اندازه زندگی شما زنده و پیچیده زندگی می کند” و ایده پشت کافه این است که مردم را تشویق کنید تا شباهت های ذاتی و انسانیتی را که با افراد دیگر داریم تشخیص دهند. جان کونیگ خالق فرهنگ لغت است ، طرحی که او در سال 2009 (تاریخ اولین ورود) راه اندازی کرد ، و تلاش دارد تا “غم” را به معنای اصلی آن برگرداند (از “رضایت” ، “کامل بودن” لاتین) و تعیین کند احساساتی که می توانیم احساس کنیم اما نمی دانیم چگونه توصیف کنیم. وی می گوید ، گسترش “پالت عاطفی” ما می تواند درک عمیق تری از یکدیگر را تشویق کند. فرهنگ لغت کونیگ شامل نوشته های کلامی ، همراه با توضیحات و ویدیوها به طول پاراگراف است. او یک کانال ویدیویی در YouTube دارد و همچنین به روزرسانی ها را در فیس بوک ارسال می کند ، توییتر، و وب سایت آن او مرتباً مردم را به ارسال توصیفاتی از احساساتی که تجربه می کند دعوت می کند و پیشنهاد می کند کلمه ای برای توصیف آنها ایجاد کند. لغات او پر از مقالات زیبا و بسیار الهام بخش است و ارزش دیدن دارد. کونیگ در حال حاضر روی نسخه چاپی خود کار می کند و نیازی به گفتن نیست که ما در آن ثبت نام کردیم.

شکاف در زبان انگلیسی احساسات

کونیگ در سخنرانی الهام بخش TED خود در سال 2017 می گوید انگلیسی عالی است ، اما “سوراخ” های زیادی در زبانهای دیگر وجود دارد. او مثالهایی از یونانی با اصطلاح “لاشئیسم” ، به معنی “قحطی برای فاجعه” آورده است (“می دانید ، وقتی طوفان رعد و برق را در افق می بینید و فقط ریشه در طوفان دارید”) ؛ از زبان ماندارین ، جایی که “yù yī” اشتیاق به احساس دوباره شدید مثل کودکی را توصیف می کند. از لهستانی ، جایی که کلمه “jouska” به نوع مکالمه فرضی شما با وسواس در سر بازی می کند ، و از آلمانی ، که در آن “zielschmerz” ترس از رسیدن به خواسته شما را تعریف می کند. کونیگ می گوید ، کل مأموریت پروژه واژگان این است که “سوراخ هایی را در زبان احساسات پیدا کنیم و سعی کنیم آنها را پر کنیم تا راهی برای گفتگو در مورد تمام انواع مختلف انسان و عجیب و غریب شرایط انسانی داشته باشیم که همه ما احساس می کنیم ، اما ممکن است او به فکر صحبت نرسد زیرا ما هیچ کلمه ای برای این کار نداریم. “

چیزی وام گرفته شده ، چیز جدید: روند ایجاد واژه های جدید کونیگ

هر ورودی در فرهنگ لغت کونیگ “اصلی و دست ساز جان کونیگ با انگشت شست راست” است (همانطور که او در صفحه FB خود می نویسد). وی افزود: اما فرهنگ لغت در خلا ایجاد نشده است. “هر کلمه (جدید) در واقع به معنای ریشه ای است ، زیرا از یکی از ده زبان ساخته شده یا اصطلاحات اصطلاح جدید است.” آخرین ورودی او از ژانویه 2021 است و صفت پس از آن است (از کلمه سوئدی “eftersom” ، ” زیرا “). ، که به معنای” تعجب از فکر کردن در مورد توالی عجیب و غریب حوادثی است که شما را به جایی که امروز هستید رسانده است – گویی که سالها صرف تندرست در هیئت مدیره Plinko کرده اید ، و از طریق یک میلیون تصمیم تصمیم بی ضرر ، هر یک از آنها ممکن است همه چیز را تغییر داده باشد – و این سفر طولانی و پر پیچ و خم را از همان ابتدا محکوم کند ، اما آنقدر بعید است که عملاً غیرممکن است. از دیگر نمونه های اخیر می توان به “لیلو” (از “مادام العمر” و “کم”) اشاره کرد ، که به معنای “دوستی است که می تواند سالها خاموش بماند و بلافاصله برگردد انگار که دیگر نگذشته باشد. زمانی از آخرین باری که یکدیگر را دیده اید” و ” agnostic “(از یونانی” agnostos “،” ناشناخته “و” diathesis “،” خلق و خوی “) ، که به معنی حالتی که نمی دانید واقعاً نسبت به چیزی که شما را مجبور می کند سرنخ های نهفته در رفتار خود را غربال کنید ، احساس می کنید ، انگار که شخص دیگری هستید – متوجه پیچیدگی اسید در صدای خود ، تلاش ناپسند یا وزنی غیر قابل توضیح از شانه ها ، که بلند شدن از رختخواب را دشوار می کند.

چندین نئولوژی نوعی کونیگ قبلاً “به زبان نفوذ کرده است”

کلمه “sonder” در مکالمات آنلاین و به زبان روزمره ظاهر می شود. “کافه Sonder” فوق الذکر یک نمونه اخیر است (گزارش شده در تبدیل، یک مجله برندسازی و توسعه نام تجاری). “Sonder” همچنین توسط کمپانی های مختلف به عنوان نام تجاری دوچرخه ، عنوان بازی ویدیویی و دو آلبوم موسیقی مورد استفاده قرار می گیرد ، یکی توسط هنرمند مستقل پاپ Kaoru Ishibashi (“Sonderlust”) ، گروه پیشرو متال انگلیسی ، TesseracT (“Sonder”). در صحبت های TED ، کونیگ گفت این کلمه از “این ایده ، ایده ای که همه ما خودمان را به عنوان شخصیت اصلی تصور می کنیم ناشی می شود و بقیه فقط افراد اضافی هستند. اما در واقعیت ، همه ما شخصیت اصلی هستیم و شما خودتان یک چیز اضافی در یک داستان خارجی هستید. وی افزود که هنگامی که وی این واژه را در فرهنگ لغت منتشر کرد ، نظرات مثبت بسیاری از مردم وجود داشت که می گفتند او به چیزی که احساس کرده اند اما قادر به توصیف آن نیستند ، صدا داده است. وی می گوید: “هیچ احساس غریبی وجود ندارد جز اینکه کلمه ای را اختراع کنید و سپس خودتان آن را درک کنید.” “من هنوز در مورد آن حرفی ندارم ، اما خواهم گفت.” چه موقع کلمات “واقعی” می شوند؟ کونیگ تعجب می کند. فقط زمان نشان خواهد داد که آیا هر یک از اختراعات وی در نهایت “عادی” می شود یا به فرهنگ لغت راه می یابد. دنبال شود!

نامگذاری یک احساس می تواند به مدیریت آن کمک کند: دیدگاه روانشناس

احساسات غیرمعمول معمولاً در درون ما می پیچند و نمی توان به راحتی آنها را نام برد. اما ممکن است مفید باشد که متوقف شوید ، آنها را نگاه کنید و سعی کنید آنها را به صورت کلمات بیان کنید ، روانشناسی امروز. ست جی می گوید: “وقتی احساسی را علامت گذاری می کنیم ، می تواند آن را قابل کنترل تر کند.” گیلهان ، استادیار بالینی روانشناسی در دانشگاه پنسیلوانیا ، برای مقاله مصاحبه شد. “این ممکن است احساسات را تغییر ندهد ، اما به ما امکان می دهد پاسخ خود را انتخاب کنیم.” مقاله ، از جمله ، به کلمه ای گفته شده توسط کونیگ برای توصیف حس لغزش زمان و پیش بینی مرگ اشاره دارد. وی پس از برخی تحقیقات زبانی ، این احساس را “موریتوریسم” مسیحی کرد. او توضیح می دهد: “بعد از اینکه من به او یک اسم دادم ، احساس خوبی کردم.” “قابل تشخیص است. کمتر از یک سوراخ کاملاً مشخص شده است. حالا این خیلی آزارم نمی دهد چون احساس می کنم می توانم آن را کنترل کنم. “

جان کونیگ به عنوان یک طراح ، ویرایشگر ، صداپیشه و نویسنده مستقل کار می کند. اطلاعات بیشتر در مورد او را بخوانید و برخی از فیلم های او را در این لینک تماشا کنید

پاعتبار داغ: مارکوس پائولو پرادو @ Unsplash





منبع

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>